ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

20

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

اما در مورد فصاحت ، آن حضرت امام همهء فصيحان و سرور همهء بليغان است و دربارهء سخن او گفته شده است : فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن همهء خلق است . مردم ، آيين سخنورى و نگارش را از او فرا گرفته و آموخته‌اند . عبد الحميد بن - يحيى مى گويد : هفتاد خطبه از خطبه‌هاى على را آموختم و براى من همچنان جوشيد و جوشيد . و ابن نباته مى گويد : از خطابه او گنجى حفظ كردم كه هر چه از آن هزينه مى كنم و به كار مى بندم موجب فزونى و گسترش آن است ، صد فصل از مواعظ و پند و اندرزهاى على بن ابى طالب حفظ كردم . هنگامى كه محفن بن ابى محفن به معاويه گفت : از پيش درمانده‌ترين مردم در آداب سخن پيش تو آمده‌ام ، معاويه گفت : اى واى بر تو چگونه او درمانده‌ترين مردم در سخن گفتن است و حال آنكه به خدا سوگند هيچ كس جز او آداب فصاحت را براى قريش سنت نساخته است . همين كتابى كه اكنون ما آن را شرح مى نويسيم بهترين دليل بر آن است كه كس را ياراى برابرى در فصاحت و پهلو زدن در بلاغت با او نيست ، و براى تو همين نشانه بسنده است كه براى هيچكس ديگر ، يك دهم بلكه يك بيستم آنچه براى او تدوين شده فراهم نيامده است و نيز براى تو در اين مورد ، آنچه كه ابو عثمان جاحظ در مدح او در كتاب البيان و التبيين و كتابهاى ديگر خود آورده است ، بسنده و كافى است . اما در خوش خلقى و گشاده‌رويى و نغزگويى و لبخند زدن ، على ( ع ) در اين مورد ضرب المثل است تا آنجا كه دشمنانش او را سرزنش كرده ، اين موضوع را از معايب او دانسته‌اند . عمرو بن عاص به مردم شام مى گفت : او سخت شوخ و شنگ است ، و على ( ع ) در اين بارهء چنين فرموده است : شگفتا از پسر نابغه براى مردم شام چنين وانمود مىكند كه در من شوخى است و من مردى هستم كه بسيار شوخى